زاغچهی زیر بارون مونده
Life Sucks And We Love It!
غيبت كبيرم اصلا،ابدا و عمرا ربطي به اين نكته نداره كه ADSL ام نزديك يك ماهي ميشد كه قطع بود و نميتونستم بيام نت...اين شايعه رو انكار مي كنم و هر كي اين تهمت رو بزنه بهم يه Jackass بيش نيست!:D
خب، بگذريم، چون من اين چند وقت خيلي مشغول خلسه و عرفانيت و رسيدن به نيروانا بودم (البته نيرواناي بوداييها،نه نيرواناي كرت كوبين! گرچه رسيدن به نيرواناي كرت كوبين خيلي Cool تره! ) خلاصه اين كه وقت نكردم به موقع شروع كنم به غر زدن دربارهي مساله بسيار جذاب تابستان در ايران!
تابستان در كشور نيمه بياباني ما كه به طرزي بسيار گه گرمه، مي تونه بدترين فصل باشه.نكته قوت تابستان اينه كه ميتوني توي خونه مثل گربه روي يه مبل، جلوي كولر بكپي و ككت هم نگزه كه در دنياي بيرون چه خبره. عصرها هم بري بيرون و يك سر و گوشي آب بدي.البته حواست باشد گشت ارشاد خفتت نكند، چون اينجا قانون عمل و عكس العمل قابل اجرا نيست و تو نميتوني در جواب اونها رو خفت كني.
تا اينجاش خيلي هم بد نيست،نه؟ ولي خوب فاكتور "جلوي كولر كپيدن" رو حذف كنيد و به جاش "توي مدرسه،عرق ريزان روي نيمكت كپيدن" رو اضافه كنيد.خب، خيلي فاجعه نيست.ولي برداشت كلي من از تابستان، " تخته شدن ماتحت مبارك روي نيمكت"نبود.اصلا گور پدر گرما و خر حمالي،اگه الان زحمت ميكشيم و بدبختي داريم،فقط براي اينه كه در آينده يه دانشگاه گه خوبي قبول شيم و به پاداش عظيم نهصد سال ديگه درس خوندن نايل شده و بيشتر زحمت بكشيم و بدبختي داشته باشيم!
بگذريم، من الان دارم هارت و پورت زيادي ميكنم، به پوچي و افسردگي و از اين جور مزخرفات رسيدم.بهتره با يك بسته تيغ و مجموعه كتابهاي صادق هدايت و كافكا خودم رو توي اتاقم حبس كنم...
بعد از اينكه از كتابها رو روي هم چيدم و به عنوان زير پايي ازشون استفاده كردم تا عنكبوت روي سقف اتاقم رو بگيرم و بعد هم زير ناخن هامو با تيغها تميز كردم، قول ميدم به روال عادي برگردم و اين قدر در مورد مسائل گند تينِيجري روده درازي نكنم!
پ.ن 1: از تمامي دوستاني كه ده قرنه بهشون سر نزدم عذر ميخوام، نامردي در خون ما جاريست!
پ.ن 2: اَ...من جدي جدي آپ كردم!جل الخالق!
پ.ن 3: گه ترين اتفاقي كه تو طول روز براي آدم ممكنه بيفته اينه كه با جوراب پاش رو بكنه توي دمپايي حمومي كه كفش يه چاله آب خبيث جمع شده...تــــــــــف!
| Design By : Night Melody |