زاغچه‌‌ی زیر بارون مونده

Life Sucks And We Love It!

همیشه جزو کسانی بودم که میس کالها و اس ام اس ها رو بعد از یه ربع قرن جواب می دادم و کلا بسی در این رابطه فحش خواهر، فحش مادر، فحش حیوان خونگی، فحش کتاب مورد علاقه و غیره و غیره خورده ام. 

در راستای دفاع از خودم باید اعلام کنم که وقتی گوشیم رو بغل خودم مینشونم، برای پنج ساعت متوالی کوچکترین صدایی ازش در نمیاد.( مگر اینکه بخواد هی عربده بزنه و آزیر بکشه که باتریش کمه، که اگر من جای اون بودم و باتریم کم بود،مودبانه خفه خون می گرفتم.) 

 ولی لحظه ای که تصمیم می گیرم دوش بگیرم یا قدم بزنم:مامانم بهم زنگ میزنه، ناظم دبستانم بهم زنگ میزنه، مدیر دانشگاهم بهم زنگ میزنه، کفتر همسایه بهم زنگ میزنه، پدر بزرگ متوفیم بهم زنگ میزنه، اوباما بهم زنگ می زنه، بتمن بهم زنگ میزنه، صد و یک سگ خالدار بهم زنگ می زنن... 

خلاصه اینکه قبل از فحش دادن و قابلمه پرت کردن، چند لحظه خودتان را توی کفش این زاغچه ی بینوا بگذارید، گرچه مطمئن نیستم زاغچه ها کفش یا حتی گالش و دمپایی بپوشن. گرچه با جوراب شلواری مشکلی ندارند.


پ.ن : این سیزن Game of Thrones هم تموم شد. فاک.

پ.ن 2: آلسو، انیمه Black Lagoon رو هم دو ثانیه ای فتیله پیچ کردم. دبل فاک.

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۲ساعت 0:47 توسط Magpie| |

Design By : Night Melody